گل جالیز

 

گل جالیز

 
گل جالیز
گل جالیز ارغوانی Orobanche purpurea
طبقه‌بندی علمی
فرمانرو: گیاهان
(طبقه‌بندی‌نشده): Angiosperms
(طبقه‌بندی‌نشده): Eudicots
(طبقه‌بندی‌نشده): آستریده
راسته: لب‌گلی‌ها[۱]
تیره: گل جالیزان[۲]
سرده: گل جالیز
گونه‌ها

متن را ببینید.

Orobanche sp.

گُل جالیز یا گلک (Orobanche) سرده‌ای از گیاهان گلدار است که در حدود ۱۵۰ گونه دارد.

این جنس در ایران ۳۶ گونه دارد که همگی انگل دیگر گیاهانند.[۳]

گل جالیز انگل مطلق ریشه گیاهان دولپه بوده و به دلیل فقدان برگ و سبزینه با جذب آب و مواد غذایی از گیاه میزبان سبب کاهش رشد و عملکرد، ایجاد پژمردگی و در نهایت مرگ آن می‌شود.

کاهش عملکرد بسته به شدت حمله فرق می‌کند در برخی موارد زارعان به دلیل شدت آلودگی زمین کشت شده را رها می‌کنند.

 

گستره میزبانی

دامنه میزبانی این انگل در بین گیاهان دو لپه وسیع بوده که در این خصوص می‌توان به گیاهانی چون آفتاب‌گردان، گلرنگ، بادمجان، گوجه فرنگی، توتون، عدس، باقلا، نخود، کلزا، هویج و برخی درختان میوه همچون بادام، زردآلو و غیره اشاره نمود.

نحوه گسترش و سیکل زندگی

گل جالیز در مرحله‌ای روی سطح خاک مشاهده می‌شود که خسارت عمده‌ای به گیاهان میزبان وارد نموده و علاوه بر این ارتباط مستحکم بین انگل و میزبان سبب شده که روشهای کنترل این انگل مشکل شود.

چرخه زندگی گل جالیز با بذر شروع می‌شود. بذر از طریق تحریک مواد مترشحه ریشه گیاه میزبان شروع به جوانه زدن می‌نماید و پس از اتصال به ریشه گیاه میزبان زندگی خود را ادامه می‌دهد. این انگل دارای بذرهای بسیار ریز بوده به نحوی که به طور تقریبی ۱۰۰ میلی‌گرم بذر گل جالیز حاوی تعداد ۲۰ هزار بذر است. هر بوته گل جالیز حدود ۲۵۰ هزار بذر تولید می‌کند. این بذرها توسط باد و آب آبیاری به راحتی جا به جا می‌شوند. اغلب بذرهای گل جالیز دارای خواب اولیه هستند و دامنه زمانی این خواب بین یک تا دو سال است. حداکثر فاصله بذر از ریشه میزبان برای تأثیرپذیری از مواد محرک جوانه زنی دو سانتیمتر و مدت زمان لازم برای تأثیرپذیری گل جالیز از مواد محرک ریشه میزبان پس از آماده سازی آن بین ۴۸ـ۲۴ ساعت است. بذرهای گل جالیز می‌توانند قابلیت حیات خود را در شرایط آزمایشگاهی به مدت ۱۳ سال و در شرایط مزرعه‌ای به مدت ۱۲ سال حفظ کنند.

اتصال به میزبان

پس از جوانه زدن بذر گل جالیز رشته اولیه از درون پوسته بذر خارج می‌شود و اطراف ریشه گیاه میزبان استقرار می‌یابد. نفوذ به داخل ریشه میزبان از طریق ترشح آنزیم‌ها و همچنین فشار مکانیکی سلولهای مکینه صورت می‌گیرد که موجب جدا شدن سلولها از یکدیگر می‌شوند.

سرانجام بافت مکینه سیستم آوندی ریشه میزبان را احاطه کرده و در نهایت سبب برقرار شدن ارتباط محکم می‌شود و حرکت مواد آوندی گیاه را برای انگل سوق می‌دهد که با ادامه این عمل گیاه میزبان به تدریج ضعیف شده و در صورت ادامه یافتن به مرگ میزان منجر خواهد شد.

کنترل

براین اساس روشهای عملی مبارزه با گل جالیز به شرح زیر می‌باشند:

الف ـ تاریخ کاشت: تاریخ کاشت با تأثیری که از طریق عامل محیطی، درجه حرارت، بر جوانه زدن بذر گل جالیز می‌گذارد؛ می‌تواند در کنترل آن موثر باشد یعنی با زود کاشتن محصول و پیش رس نمودن آن می‌توان گیاه را از خسارت آن فراری داد.

ب ـ تناوب زراعی: تناوب وقتی موثرتر خواهد بود که گیاهان موجود در تناوب، بذر گل جالیز را وادار به جوانه زنی کنند ولی خود میزبان نباشد. این گونه محصولات را گیاهان تله می‌نامند، از جمله این گیاهان می‌توان به سورگوم، ذرت، یونجه و... اشاره کرد و در برنامه کاشت مزرعه قرار داد.

ج ـ تغذیه مناسب: کاهش حاصلخیزی، بالا بودن PH خاک که در نتیجه منجر به عدم جذب عناصر غذایی از طرف گیاه خواهد شد، باعث تشدید حضور گل جالیز در مزرعه می‌شود. بنابراین تغذیه مناسب گیاه قبل از کاشت و در طول مرحله داشت می‌تواند تا حدودی میزان خسارت را کاهش دهد.

د ـ وجین دستی: از بین بردن و حذف گل جالیز به محض سر برآوردن از خاک با وسایل تیز و برنده می‌تواند در جلوگیری از میزان خسارت و جلوگیری از تولید بذر آن موثر باشد.

ه ـ آفتاب دهی خاک: پهن کردن پوشش پلاستیکی در سطح خاک و رعایت یک سری اصول فنی در طول فصل گرم سال می‌تواند در کاهش جمعیت این انگل موثر باشد.

و ـ مبارزه بیولوژیک

ی ـ مبارزه شیمیایی: علف کشی نظیر رانداپ به میزان ۵۰ سی‌سی در هکتار برای سه نوبت در زمان ۳۰، ۴۰ و ۵۰ روز پس از کشت نشاء می‌توان در مزرعه استفاده نمود

سس

سس یونجه : (Cuscuta sp) 

گیاهی است یکساله،از خانواده cuscutaceae که با بذر تکثیر می یابد. فاقد کلروفیل بوده،که خود قادر به تامین مواد غذایی مورد نیاز نبوده و به صورت انگل از مواد غذایی سایر گیاهان استفاده میکند.به عبارت دیگر:این گیاه عالی ریشه ندارد و کاملاً به گیاهان میزبان خود وابسته است.رنگ رشته های این سس نارنجی مایل به زرد است.مهم ترین میزبان آن یونجه است . سس نه تنها طعم یونجه را به عنوان علوفه نامطلوب می سازد بلکه آن را تا حدی نیز سمی می نماید. در صورت کنترل ننمودن آن محصول از نظر کمی و کیفی کاهش یافته و عمر مزرعه کوتاه می شود . میزبان های دیگر این سس عبارتند از : چغندرقند. بعضی از سبزی های جالیز . شبدر قرمز . نخود سفید.
سسی که معمولا به علف های هرز کنار مزارع و جاده ها . به خصوص خارشتر میزند . از این نوع سس است.

مناطق انتشار:

گیاه انگل سس در تمام یونجه کاری های بخش خنجین کم و بیش قابل مشاهده است و خسارت آن بر عملکرد این محصول بسیار شدید است . از آنجا که کشاورزان منطقه در هنگام کاشت اولیه یونجه به 1- استفاده از کود های کاملا پوسیده و عاری از بیماری و نیز 2- بوجاری بذر توجه نمی کنند می توان گفت که این دو فاکتور مهم ترین دلیل اپیدمی شدن این بیماری در منطقه است و دلیل دیگر عدم توجه زیاد کشاورزان به این بیماری این است که چون خسارت این بیماری برای کشاورزان کاملا ملموس نیست برای کنترل آن اهمیت زیادی قائل نیستند.


گیاهشناسی:
ساقه های آن بدون برگ و به صورت رشته های نازک و نخ مانند به رنگ زرد متمایل به نارنجی است که به دور ساقه و برگ گیاه میزبان می پیچد و با ایجاد مکینه هایی به ان متصل می شود.از محل اتصال سس به گیاه میزبان،رشته های زیادی خارج شده و در جهات مختلفی حرکت میکند و سایر اندامهای میزبان یا بوته های مجاور را آلوده می سازد.این گسترش با پیشروی آلودگی ادامه می یابد و پس از مدتی توده های انبوه سس به صورت لکه های زردرنگ و به اندازه های مختلف در مزارع ظاهر میشود.یک بوته سس با پیشروی خود میتواند لکه ای به قطر 3متردریک مزرعه یونجه به وجود آورد ،در آلودگی شدید80تا100درصد مزرعه را میپوشاند. که در این موقع با جذب مواد غذایی و جلوگیری از رسیدن نور به یونجه شدیداً رشدو نمو گیاه میزبان را مختل و ان را نابود میکند.
رشته های سس گلهای کوچک سفیدرنگی تولید میکنند، بذرهای ریز و گرد این گیاه سطح صاف دارند و رنگشان خاکستری مایل به قهوهای است.بذر سس پس از قرار گرفتن در شرایط مساعد جوانه زده،رشته نخ مانندی به طول10سانتی متر از ان خارج میشود وبه دنبال میزبان میگردد.اگر میزبانی پیدا نشود پس از مدت کوتاهی(تقریبا10تا15روز)ذخیره غذایی دانه تمام شده گیاه از بین خواهد رفت.بذر سس پوسته خارجی سفت و بسیار محکمی دارد که ان را از عوامل نامساعد محیطی حفظ میکند و به بذر امکان میدهدکه10تا20سال در زمین زنده بماند.هر سال تعدادی از بذرها که پوسته خارجی انها نرم و قابل نفوذ شده باشد در مزارع میرویند.بدین ترتیب،رویش بذر در یک زمین الوده سالها ادامه خواعد داشت.هر قدر خاک نرمتر و مواد الی و رطوبت ان بیشتر باشد،میزان بیشتری از بذرهای سس جوانه میزنند و میرویند.رشته،پس از خارج شدن از بذر و امدن به سطح زمین و یافتن میزبان ارتباطش با زمین قطع میشود.
روشهای کنترل:
بهترین راه مبارزه با سس ان است که از آلودگی مزارع و باغها جلوگیری شودو در صورت آلودگی از راههای مختلف با ان مبارزه کرد.برای جلوگیری از آلودگی رعایت نکات زیر ضروری است.


 -1. از بذرهای عاری از بذر سس استفاده شود برای این کار باید در بوجاری بذر محصولات دقت شود.
 -2. اگر قرار باشد کود دامی به زمین اضافه شود باید دقت کرد که حتما از کود پوسیده استفاده شود.
 3. - علفهای هرز زمینهای زیر آیش و اطراف مزارع را که کانونهای تکثیر و انتقال هستند باید به موقع و قبل از اینکه سس به بذر بنشیند، به وسیله شخم سطحی نابود کرد.
 -4. از پخش شدن رشته های سس به وسیله ادوات کشاورزی باید جلوگیری شود واجازه داده نشود که این رشته ها به قسمتهای سالم مزارع راه یابند.


مبارزه با سس به صورت مکانیکی و شیمیایی انجام میشود.مبارزه مکانیکی شامل چیدن و از بین بردن مناطق آلوده، خارج کردن لکه های سس از مزرعه،و چرای دام در مزرعه است که این راه مخصوصاً در مزارع یونجه انجام میگیرد.چرای دام بدین ترتیب است که در اواخر زمستان و یکی دو مرتبه در بهار و پس از برداشت محصول، مزرعه توسط گوسفند چرانیده میشود.سوزاندن لکه های انگل با شعله افکن، پوشاندن لکه های آلوده با کاه یا کلش به طور متراکم و به ضخامت10تا15سانتی متر،وغرقاب کردن مزارع آلوده به منظور خفه کردن رشته های سس نیز از جمله راههایی هستند که در مبارزه مکانیکی با این انگل استفاده می شوند.


کنترل شیمیایی سس در مزارع یونجه:
  -1کلرتال دیمتیل) داکتال) 12- 8  (wp75%) کیلوگرم در هکتار؛ بعد از کاشت قبل از سبز شدن یا اوایل بهار قبل از بیدار شدن یونجه
2 - پاراکوات (گراماکسون5- 3 (sl20%) ( لیتر برای ازبین بردن هسته آلودگی

بید کلم 7

محققان دانشکده كشاورزي موفق به شناسايي دشمنان طبيعي شب پره پشت الماسي شدند


محققان گروه حشره شناسي كشاورزي دانشگاه موفق شدند برای مقابله با شب پره پشت الماسي، دشمنان طبيعي اين حشره را شناسايي كنند.
به گفته علي گلي‌زاده دانش آموخته دانشگاه كه مطالعه خود را با راهنمايي دكتر كريم كمالي عضو هيات علمي دانشكده كشاورزي به انجام رسانده است، با انجام اين تحقيق نيازهاي دمايي و ديناميسم جمعيت شب پره پشت الماسي در منطقه تهران جهت مقابله با اين آفت مخرب گياهي شناسايي شد.
وی در گفتگویی با خبرنگار نشریه دانشگاه با بیان اینکه شب پره پشت الماسي مهمترين و مخرب‌ترين آفت گياهان خانواده چليپائيان در سرتاسر جهان مي‌باشد، اظهار داشت: در بين بالپوليان اين شب پره بالاترين مقاومت را به آفتكش‌هاي شيميايي نشان داده است. با در نظر داشتن اين نكته و در راستاي يافتن مطلوب‌ترين زمان اعمال اقدامات مديريتي از جمله مبارزه شيميايي و شناسايي دشمنان طبيعي شب پره و بررسي ميزان فعاليت آنها در منطقه تهران كه جايگزين مناسبي براي آفتكش‌هاي شيميايي مي‌باشد اين تحقيق انجام شده است.
گلی زاده با اشاره به نحوه انجام تحقیقات خود گفت: به منظور برآورد آستانه دمايي و ثابت دمايي شب پره، نمو آن در هشت دماي ثابت 10، 15، 20، 25، 28، 30، 5/32 و 35 درجه سلسيوس و روي دو گياه ميزبان كلم پيچ رقم و كلم گل مورد بررسي قرار گرفت. در برآورد آستانه دمايي و ثابت دمايي مراحل مختلف رشدي از دو مدل رگرسيون خطي معمولي و مدل‌ ايكموتو و تاكايي استفاده شد. آستانه دمايي و ثابت دمايي برايكل دوره نمو به ترتيب و 290/40 روز- درجه روي كلم پيچ و و 55/279 روز- درجه روي كلم گل با روش ايكموتو و تاكايي برآورد گرديد. براي بررسي رابطه غير خطي بين سرعت نمو كل دوره نمو شب پره و دما، 13 مدل غير خطي مورد برازش قرار گرفت.
وی در ادامه به بررسی نتایج تحقیقات خود پرداخت: از ميان مدل‌هاي مورد استفاده، دو مدل برير 2 و لاكتين 2 بهترين مدل‌ها براي توصيف كل دوره نمو شب پره پشت الماسي شناخته شد. همچنين درجه حرارت موثر مورد نياز در شرايط صحرايي‌ روي كلم پيچ و كلم گل به ترتيب 68/307 و 44/288 روز- درجه با استفاده از روش دو سينوسي برآورد گرديد. نتايج بررسي پارامترهاي جدول زندگي باروري شب پره در دماهاي ثابت و روي دو گياه ميزبان نشان داد كه دوره نمو شب پره روي كلم پيچ و كلم گل به ترتيب از 13/85 و 26/81 روز در 10 درجه سلسيوس تا 84/11 و 43/11 روز در 30 درجه سلسيوس به طول انجاميد. در دماي 35 درجه سلسيون همه افراد در مرحله تخم و يا لاروسن يك از بين رفتند. با افزايش دما نرخ ذاتي افزايش جمعيت افزايش يافته و در 28 درجه سلسيوس همه افراد در مرحله تخم و يا لاروسن يك از بين رفتند. با افزايش دما نرخ ذاتي افزايش جمعيت افزايش يافته و در 28 درجه سلسيوس به حداكثر مقدار خود و يا لاروسن يك از بين رفتند. با افزايش دما نرخ ذاتي افزايش جمعيت افزايش يافته و در 28 درجه سلسيوس به حداكثر مقدار خود يعني 315/0 و 340/0 به ترتيب روي كلم پيچ و كلم گل رسيد. پارامترهاي جدول زندگي شب پره روي پنج گياه ميزبان شامل دو رقم كلم پيچ، كلم گل، كلم قمري و كلزاي روغني در دماي 25 درجه سلسيوس مورد مقايسه قرار گرفت. بر اين اساس ترتيب كاهشي نرخ ذاتي افزايش جمعيت به ترتيب بر روي كلم گل،‌ كلم پيچ رقم، كلم قمري،‌ كلم پيچ رقم و كلزاي روغني به دست آمد. دوره نمو زنبور روي شب پره پشت الماسي در پنج دماي ثابت 15، 20،‌ 25، 30 و 35 درجه سلسيوس و روي دو گياه ميزبان كلم پيچ و كلم گل بررسي گرديد. با استفاده از مدل رگرسيون خطي، براي كل دوره نمو آستانه دمايي برابر 0/7 و 9/6درجه سلسيون و ثابت دمايي 3/282 و 7/277 روز- درجه به ترتيب روي كلم پيچ و روي كلم گل به دست آمد. از بين سه مدل غير خطي مورد استفاده، مدل برير 1 بهترين برازش را با داده‌هاي تجربي روي هر دو گياه ميزبان نشان داد. نرخ ذاتي افزايش طبيعي جمعيت زنبور در دماي 25 درجه سلسيوس و روي كلم پيچ 169/0 تعيين شد. نتايج بررسي تغييرات جمعيت شب پره در دو سال زراعي 84 و 85 نشان داد كه جمعيت آفت در نيمه دوم هر فصل زراعي در مقايسه با اوايل فصل نسبتا بالاتر بود. در طول دو سال مطالعه، تعداد هفت گونه زنبور پارازيتوئيد از روي لارو و شفيره شب پره جمع‌آوري شد كه در بين آنها سه گونه شامل زنبور پارازيتوئيد لارو- شفيره، زنبور پارايتوئيد لارو و زنبور پارازيتوئيد گروهي لارو- شفيره جمعيت قابل توجهي در هر دو سال داشتند. ميزان پارازيتيسم توسط زنبور بيشتر از دو گونه ديگر بوده و برابر 16-15 در صد و براي دو گونه ديگر 3-2 در صد بود. در مجموع به صورت وابسته به عكس تراكم، به صورت مستقل از تراكم و در سال اول به صورت مستقل از تراكم و در سال دوم به صورت وابسته به عكس تراكم عمل كردند.
دانش آموخته دانشگاه در پایان تصریح کرد: بررسي پراكنش شب پره پشت الماسي با استفاده از شاخص‌ها و روش‌هاي مختلف نشان داد كه پراكنش مراحل رشدي شب پره و سه گونه پارازيتوئيد آن در هر دو سال مورد مطالعه به صورت تجمعي مي‌باشد

بید کلم 6

محققان گروه حشره شناسی کشاورزی دانشگاه تربیت مدرس در پژوهشی به بررسی مطلوب‌ترین زمان اعمال اقدامات مدیریتی از جمله مبارزه شیمیایی و شناسایی و بررسی میزان فعالیت دشمنان طبیعی شب پره پشت الماسی به عنوان مخرب‌ترین آفت گیاهان خانواده چلیپائیان پرداختند.

به گزارش گیاهپزشکان ایران و به نقل از ایسنا، علی گلی‌زاده، دانش آموخته حشره‌شناسی کشاورزی که در تحقیقات پایان‌نامه‌اش به مقابله با این آفت مخرب گیاهی پرداخته است با بیان اینکه شب پره پشت الماسی مهمترین و مخرب‌ترین آفت گیاهان خانواده چلیپائیان در سرتاسر جهان می‌باشد، اظهار داشت: در بین بالپولیان، این شب پره بالاترین مقاومت را به آفتکش‌های شیمیایی نشان داده است. این تحقیق با در نظر داشتن این نکته و در راستای یافتن مطلوب‌ترین زمان اعمال اقدامات مدیریتی از جمله مبارزه شیمیایی و شناسایی دشمنان طبیعی شب پره و بررسی میزان فعالیت آنها در منطقه تهران که جایگزین مناسبی برای آفتکش‌های شیمیایی می‌باشد انجام شده است.

گلی زاده که در تحقیقاتش به راهنمایی دکتر کریم کمالی، عضو هیات علمی دانشکده کشاورزی دانشگاه تربیت مدرس، نیازهای دمایی و دینامیسم جمعیت شب پره پشت الماسی را در منطقه تهران بررسی کرده درباره نحوه انجام تحقیقاتش گفت: به منظور برآورد آستانه دمایی و ثابت دمایی شب پره، نمو آن در هشت دمای ثابت 10، 15، 20، 25، 28، 30، 5/32 و 35 درجه سلسیوس و روی دو گیاه میزبان کلم پیچ رقم و کلم گل مورد بررسی قرار گرفت. در برآورد آستانه دمایی و ثابت دمایی مراحل مختلف رشدی از دو مدل رگرسیون خطی معمولی و مدل‌ ایکموتو و تاکایی استفاده شد. آستانه دمایی و ثابت دمایی برایکل دوره نمو به ترتیب و 290/40 روز- درجه روی کلم پیچ و و 55/279 روز- درجه روی کلم گل با روش ایکموتو و تاکایی برآورد شد. برای بررسی رابطه غیر خطی بین سرعت نمو کل دوره نمو شب پره و دما، 13 مدل غیر خطی مورد برازش قرار گرفت.

وی درباره نتایج تحقیقات خودگفت: نتایج بررسی تغییرات جمعیت شب پره نشان داد که جمعیت آفت در نیمه دوم هر فصل زراعی در مقایسه با اوایل فصل نسبتا بالاتر بود. در طول دو سال مطالعه، تعداد هفت گونه زنبور پارازیتوئید از روی لارو و شفیره شب پره جمع‌آوری شد که در بین آنها سه گونه شامل زنبور پارازیتوئید لارو- شفیره، زنبور پارایتوئید لارو و زنبور پارازیتوئید گروهی لارو- شفیره جمعیت قابل توجهی در هر دو سال داشتند. میزان پارازیتیسم توسط زنبور بیشتر از دو گونه دیگر بوده و برابر 16-15 در صد و برای دو گونه دیگر 3-2 در صد بود. در مجموع به صورت وابسته به عکس تراکم، به صورت مستقل از تراکم و در سال اول به صورت مستقل از تراکم و در سال دوم به صورت وابسته به عکس تراکم عمل کردند.

گلی‌زاده تصریح کرد: بررسی پراکنش شب پره پشت الماسی با استفاده از شاخص‌ها و روش‌های مختلف نشان داد که پراکنش مراحل رشدی شب پره و سه گونه پارازیتوئید آن در هر دو سال مورد مطالعه به صورت تجمعی می‌باشد

لازم به ذکر است کلینیک گیاهپزشکی رویان آزما در حال حاضر سرگرم مقایسه اثر چند سم شیمیایی و بیولوژیک مختلف بر این آفت می باشد که نتایج آن به زودی ارائه خواهد شد.

بید کلم 5

 
بررسي آزمايشگاهي قدرت بيمارگري ويروس MbNPV روي بيد کلم (Plutella xylostella (Lep.: Plutellidae

فهيمي آزاده*,خرازي پاك دل عزيز,طلايي حسنلويي رضا,رضاپناه محمدرضا,ملكي فيض اله
* گروه گياه پزشکي، پرديس کشاورزي و منابع طبيعي، دانشگاه تهران، کرج
بيد کلم با نام علمي Plutella xylostella L. از مهم ترين آفات کلم و کلزا در ايران است. يکي از دشمنان طبيعي مهم اين آفت ويروس هاي چند وجهي هسته اي است. با توجه به اهميت اقتصادي بيد کلم و لزوم کنترل آن، ويروس MbNPV از خانواده Baculoviridae انتخاب شد و قدرت بيمارگري آن روي بيد کلم مورد بررسي قرار گرفت. بررسي هاي انجام شده در مورد اثر ويروس MbNPV روي مراحل مختلف رشدي بيد کلم نشان داد که اين ويروس از قدرت بيمارگري بالايي روي لاروها برخوردار مي باشد. در آلودگي سطحي دستجات تخم با غلظت 105×1 پلي هدربر ميلي ليتر، تمام لاروها در روز سوم پس از تفريخ تخم از بين رفتند. ميزان LC50 براي لاروهاي سن دوم، 11.99 پلي هدر بر ميلي متر مربع محاسبه گرديد. پس از ثبت تلفات لاروها به مدت 12 روز، زمان لازم براي ايجاد تلفات 50 درصد (LT50) براي دزهاي 19.5 و 47.86 پلي هدر بر ميلي متر مربع، به ترتيب 7.16 و 6.11 روز به دست آمد. ميانگين تلفات يا دز 47.86 پلي هدر بر ميلي متر مربع براي سنين 2، 3 و 4 لاروي، به ترتيب 74.44، 42.78 و 11.11 درصد ثبت گرديد.
كليد واژه: Plutella xylostella، MbNPV، LC50، LT50، کلزا

پروانه بید كلم  Plutella maculipennis Curt

این آفت در تمام مناطق كشور مشاهده گردیده است.
خسارت : لارو این آفت داخل برگ گیاهان میزبانی مانند كلم، گل كلم، كلم قمری، تربچه و شلغم تغذیه و ایجاد دالان می كند.
شكل شناسی : پروانه بالغ كوچك، بال های جلو باریك و كشیده و كناره های آن ریشك دار است. عرض پروانه با بال های باز 16-11 میلی متر می باشد. قاعده بال ها به رنگ ای روشن و بخش جلویی آن سفید عاجی است. وسط بال های جلویی سه لكه متصل به هم دیده می شود. بال های عقبی خاكستری و دارای حاشیه ریشك دار است. رنگ بال های جلویی حشره ماده روشن تر از حشرات نر می باشد. لارو دوكی كشیده به طول 10-8 میلی متر به رنگ سبز روشن است. تخم ها بیضوی به رنگ زرد لیمویی می باشند.

زیست شناسی : زمستانگذرانی آفت به صورت شفیره روی نباتات میزبان و یا پناهگاه ها می باشد. حشرات بالغ شب فعال بوده و در شب نیز جفتگیری می كنند. پروانه ماده به صورت منفرد یا دسته ای در سطح زیرین برگ ها و روی رگبرگ ها تخم می گذارد. تعداد تخم تا 180 عدد در دسته های 8-3 تایی می باشند. با تفریخ تخم ها لارو های ریز آفت در سطح زیرین برگ ها از پارانشیم تغذیه می كند. با رشد لارو تغذیه آفت باعث سوراخ شدن برگ ها می شود. لارو روی برگ ها و یا گلبرگ ها تبدیل به شفیره شده و سپس حشرات بالغ ظاهر می شوند. این آفت تا 12 نسل در سال بسته به شرایط آب و هوایی دارد.
مبارزه :  استفاده از سموم سیستمیك، پرفكتیون و روگور برای از بین بردن لاروها

 

بید کلم 4

بید کلم در ایران

مطالعات انجام شده در ایران بر روی بید کلم بسیار معدود بوده است. به نقل از بهداد (1368)، بید کلم ابتدا توسط افشار (1317) بعنوان یکی از آفات مهم کلم ذکر شده است و خسارت آن بر روی گیاهان خانواده چلیپائیان توسط زاهدی (1346) گزارش شده است. بهداد (1368) تنها به مبارزه شیمیایی (با دیپتریکس یا گوزاتیون) و پارازیتیسم شدید لاروهای آفت توسط زنبوری بنام Angitia cerophaga (که همنام گونه Diadegma semiclausum می باشد)  بعنوان روش های کنترل این آفت بسنده کرده است. زاهدی (1371) نیز برای کنترل این حشره تنها مبارزه شیمیایی با لاروها (با حشره کش های سیستمیک یا حشره کش هایی چون پرفکسیون و روگور) را ذکر کرده است. بهداد (1381) هیچ مطلب جدیدی در مورد روشهای کنترل این آفت، بر مطالب کتاب قبلی خود (بهداد، 1368) اضافه نکرده است. آنچه خانجانی (1384) در مورد روشهای کنترل این آفت در ایران به مطالب قبلی اضافه کرده است اشاره به نتایج دیگر محققین ایرانی ازجمله وجود دشمنان طبیعی نظیر Diadegma sp. (الهیاری و تقی زاده، 1379) و D. semiclausum (باقری و همکاران، 1383) و کنترل میکروبی و شیمیایی (مرزبان و بنی عامری، 1383) بوده است.

 

 با بررسی خلاصه مقالات کنگره های گیاهپزشکی ایران، نامه انجمن حشره شناسی ایران و مجله آفات و بیماریهای گیاهی مشخص گردید که تا سال 1377 هیچ اشاره ای به این آفت نشده است. از این سال به بعد، بر روی موضوع هایی نظیر زیست شناسی آفت و امکان کنترل شیمیایی و بیولوزیک کارهای معدوی انجام شده است که عبارتند از بررسی زیست شناسی و پارامترهای زیستی در آزمایشگاه (فهیمی و همکاران، 1385؛ ابراهیمی و همکاران، 1387الف، ب و ج)، تغییرات فصلی جمعیت (گلی زاده و همکاران، 1385)، شناسایی زنبورهای پارازیتوئیدی چون D. semiclausum، Diadegma anurum، C. plutellae و Oomyzus sokolowskii (باقری و همکاران، 1383؛ گلی زاده و همکاران، 1386الف، ب و ج)، ارزیابی پارازیتیسم (حاتمی، 1377)، برهمکنش مقاومت گياه و پارازيتيسم توسط C. plutellae (کريم زاده اصفهاني و رایت، 1385؛ کريم زاده اصفهاني و همکاران، 1385)، سيستم ايمني و برهمکنش بين Bt و C. plutellae (کريم زاده اصفهاني و سید، 1387)، ردیابی در محتویات معده عنکبوت های گرگی (حسینی و همکاران، 1387)، تاثیر قارج  Beauveria bassiana(طلایی حسنلویی و همکاران، 1383، 1384)، و تاثیر ویروس های MbNPV و PxGV-Taiwanii (فهیمی و همکاران، 1387الف، ب و ج).

 

در ارتباط با کنترل بید کلم، الهیاری و تقی زاده (1379) نشان دادند که بید کلم نسبت به حشره کش کلرپیریفوس حساسیت کمی دارد و این ممکن است ناشی از بروز مقاومت در این حشره باشد. آنها همچنین اذعان داشتند که پارازیتیسم طبیعی لاروهای بید کلم توسط Diadegma sp. در حدود 35 درصد جمعیت لاروهای سن آخر جمع آوری شده از مزرعه می باشد. بعلاوه، مرزبان و بنی عامری (1383) با تست حشره کش های هگزافلوموران (کنسالت)، کارباریل (سوین)، BTH (ساخت داخل، با ماده موثره B. t. var. aizawai) و دایپل (با ماده موثره B. t. var. kurstaki) علیه بید کلم در مزرعه دریافتند که حشره کش های فوق بترتیب 79، 70، 49 و 65 درصد کنترل بید کلم را بدست می دهند. در این مطالعه BTH در یک گروه و بقیه در گروه دیگری قرار گرفتند. لازم به ذکر است که در شرایط آزمایشگاه BTH و دایپل بترتیب 65 و 89 درصد مرگ و میر لاروی ایجاد کردند. 

 

بید کلم 3

- در حال حاضر بید کلم آفت کلیدی مزارع کلم و کلزا است، که در چند سال اخیر همواره در سراسر مناطق کلم کاری ایران جمعیت طغیانی داشته است. این حشره نسبت به بسیاری از سموم متداول مقاومت یافته است، به همین دلیل کشاورزان حتی در صورت افزایش دفعات سمپاشی و مصرف دز بالای سموم نیز قادر به مقابله با این آفت نخواهند بود. در بین حشره کش های آریاشیمی کلرپیریفوس طلایی و ایندوکساکارب برای کنترل این آفت کلیدی پیشنهاد می گردد. به ویژه ایندوکساکارب که به علت نحوه تاثیر جدیدش می تواند به راحتی و با کمترین عملیات سم پاشی از مزرعه شما در برابر بید کلم محافظت نماید.

کنترل بیولوژیک بید کلم با استفاده از پارازیتوئیدها

 بيش از 135 گونه پارازيتوئيد در جهان ثبت شده است كه به مراحل مختلف بيد كلم حمله مي كنند. كه از اين تعداد 6 گونه پارازيتوئيد تخم،  38 گونه پارازيتوئيد لارو و 13 گونه پارازيتوئيد شفيره رايج تر مي باشند. پارازيتوئيد هاي تخم (جنسهاي Trichogramma و Trichogrammatoidea) كنترل كافي نشان نمي دهند و به رهاسازي هاي انبوه متعدد نياز دارند. بعلاوه، پارازيتوئيد هاي تخم هميشه اختصاصي ميزبان نيستند و مي توانند تهديدي براي گونه هاي غيرهدف در يك ناحيه باشند. پارازيتوئيدهاي لاروي بيشترين توان كنترل را دارا هستند و موثرترين آنها متعلق به بالغشائيان جنسهاي Microplitis ، Cotesia  و Diadegma  مي باشند. معدودي از پارازيتوئيد هاي پيش شفيرگي و شفيرگي جنس Diadromus  همچنين در كنترل بيد كلم سهم دارند. گونه هاي جنس Pteromalus  از خانواده Pteromalidae همچنين گهگاهي شفيره بيد كلم را پارازيته مي كنند.

 

بطور كلي مهمترين پارازيتوئيدهاي بيد كلم متعلق به پنج جنس زير مي باشند:

(1) Diadegma- اين جنس از خانواده Ichneumonidae بوده و در حدود 200 گونه دارد. پارازيتوئيدي لاروي و انفرادي  (solitary) بوده و 9 گونه آن پارازيتوئيد بيد كلم مي باشند. گونه هاي اين جنس تنظيم كننده هاي (regulators) اصلي بيد كلم در مقياس جهاني هستند.

(2) Microplitis-  اين جنس از خانواده Braconidae بوده و پارازيتوئيدی لاروي و انفرادي است که 2 گونه آن پارازيتوئيد بيد كلم مي باشند.

(۳) Cotesia-  اين جنس از خانواده Braconidae بوده و پارازيتوئيدی لاروي و انفرادي است که 1 گونه آن پارازيتوئيد بيد كلم مي باشد.

(۴) Oomyzus-  اين جنس از خانواده Eulophidae بوده و یک پارازيتوئيد لاروي-شفيرگي و گروهي (gregarious) است که 1 گونه آن پارازيتوئيد بيد كلم مي باشد.

(۵) Diadromus- اين جنس از خانواده Ichneumonidae بوده و یک پارازيتوئيد پيش شفيرگي-شفيرگي و انفرادي است که 2 گونه آن پارازيتوئيد بيد كلم مي باشند.

 

غالب ترين و موثرترين پارازيتوئيدها، پارازيتوئيدهاي لاروي هستند كه بسياري از آنها نسبتا اختصاصي ميزبان (host specific) و متعلق به دو جنس Diadegma  و Cotesia مي باشند. گونه های Cotesia plutellae و Diadegma semiclausum که پارازیتوئیدهای لاروی انفرادی و داخلي (endoparasitoid) هستند دشمنان طبيعي كليدي بيد كلم محسوب مي گردند. اين دو گونه موفقيت هايي در كنترل جمعيت هاي بيد كلم در جنوب شرقي آسيا نشان داده اند و بعنوان مدلي براي پايه هاي يك برنامه مديريت تلفيقي موفق شناخته مي شوند.

 

بید کلم 2

پروانه بید كلم

نویسنده :علیرضا
تاریخ:چهارشنبه 13 بهمن 1389-04:08 ب.ظ

پروانه بید كلم

نام علمی :
Plutella maculipennis Curt

این آفت در تمام مناطق كشور مشاهده گردیده است.

خسارت : لارو این آفت داخل برگ گیاهان میزبانی مانند كلم، گل كلم، كلم قمری، تربچه و شلغم تغذیه و ایجاد دالان می كند.

شكل شناسی : پروانه بالغ كوچك، بال های جلو باریك و كشیده و كناره های آن ریشك دار است. عرض پروانه با بال های باز 16-11 میلی متر می باشد. قاعده بال ها به رنگ ای روشن و بخش جلویی آن سفید عاجی است.

وسط بال های جلویی سه لكه متصل به هم دیده می شود. بال های عقبی خاكستری و دارای حاشیه ریشك دار است. رنگ بال های جلویی حشره ماده روشن تر از حشرات نر می باشد. لارو دوكی كشیده به طول 10-8 میلی متر به رنگ سبز روشن است. تخم ها بیضوی به رنگ زرد لیمویی می باشند.


زیست شناسی : زمستانگذرانی آفت به صورت شفیره روی نباتات میزبان و یا پناهگاه ها می باشد. حشرات بالغ شب فعال بوده و در شب نیز جفتگیری می كنند. پروانه ماده به صورت منفرد یا دسته ای در سطح زیرین برگ ها و روی رگبرگ ها تخم می گذارد. تعداد تخم تا 180 عدد در دسته های 8-3 تایی می باشند.

با تفریخ تخم ها لارو های ریز آفت در سطح زیرین برگ ها از پارانشیم تغذیه می كند. با رشد لارو تغذیه آفت باعث سوراخ شدن برگ ها می شود. لارو روی برگ ها و یا گلبرگ ها تبدیل به شفیره شده و سپس حشرات بالغ ظاهر می شوند. این آفت تا 12 نسل در سال بسته به شرایط آب و هوایی دارد.


مبارزه :  استفاده از سموم سیستمیك، پرفكتیون و روگور برای از بین بردن لاروها


http://www.faunistik.net/DETINVERT/LEPIDOPTERA/PLUTELLIDAE/IMAGES/plutella.xylostella_la01.gif

بید کلم 1

بيد کلم: اهميت و استراتژي هاي مديريت
استفاده بیش از حد حشره کش ها بر علیه بید کلم منجر به مشکلات متعددی نظیر مقاومت به حشره کشها در بسیاری از جمعیت های مزرعه ای بید کلم شده است.

 "بید کلم" نامی بسیار زیبا تر از "شب پره پشت الماسی" برای این حشره است زیرا که نام عمومی این حشره در انگلیسی diamondback moth می باشد که دیکشنری Merriam-Webster ترجمه کلمه diamondback را بصورت زیر آورده است:

having marks like diamonds or lozenges on the back

نه تنها در اینجا diamond می تواند معنی لوزی بدهد بلکه تاکید بر لوزی بودن با کلمه lozenge بطور واضح مشخص شده است. در واقع این نامگذاری بعلت وجود یک سری علائم موجی زرد رنگ در حاشیه بالهای جلو حشره نر است که موقع بسته بودن بالها، این علائم با همدیگر تشکیل سه لوزی زرد رنگ را می دهند. بنابر این نام این حشره بر اساس ترجمه از نام انگلیسی آن می تواند "شب پره پشت لوزی" باشد. با این وجود "بید کلم"  نام بسیار سلیس تری برای این حشره است.


اهمیت

بید کلم به مخرب ترین حشره آفت چلیپائیان در سرتاسر دنیا تبدیل شده است بطوریکه هزینه مدیریت سالیانه آن در دهه هشتاد میلادی بیش از یک میلیارد دلار برآورد شده است. این حشره عموما از محصولات زراعی نظیر کلم معمولی، کلم بروکسل، کلم چینی، کلم قمری، کلم پیچ، کلم گل، کلم گل ایتالیایی (بروکلی)، کلزا، تربچه، شلغم، خردل، و تعداد زیادی از علفهای هرز چلیپائیان تغذیه می کند.  این آفت امروزه در هر جایی که چلیپائیان کشت می گردند وجود دارد و باور بر این است که بالاترین گسترش جهانی را در بین تمام بالپولکداران داراست. علی رغم تلاشهای گسترده ای که برای مدیریت این آفت صورت گرفته است طغیانها و کنترل های غیر موثری در بسیاری از کشورها گزارش شده است.

 

 استراتژی های مدیریت

تحقیقات انجام شده بر روی این حشره در دنیا بسیار وسیع می باشد بطوریکه چندین مرور جامع در این رابطه انجام شده است. این تحقیقات به مسائلی چون دامنه میزبانی، اختصاصی بودن میزبان، چرخه زندگی، عوامل محیطی موثر بر پدیده های بیولوژیک نظیر دیاپوز و مهاجرت، و استراتژی های مدیریت این آفت نظیر کنترل زراعی (چند کشتی، گیاهان تله، آبیاری بارانی و تناوب)، استفاده از گیاهان مقاوم، استفاده از فرمون جنسی، کنترل بیولوژیک (استفاده از شکارگرها، پارازیتوئیدها و عوامل بیماریزا)، کنترل شیمیایی و پیامدهای آن (مقاومت به حشره کش ها و مدیریت آن)، و مدیریت تلفیقی می پردازند.

 

استفاده بیش از حد حشره کش ها بر علیه بید کلم منجر به مشکلات متعددی نظیر مقاومت به حشره کشها در بسیاری از جمعیت های مزرعه ای بید کلم شده است. همچنین نگرانی هایی در مورد بقایای حشره کش ها روی محصولات و در محیط، و اثرات زیان آور حشره کش های مصنوعی روی دشمنان طبیعی و در نتیجه طغیان مجدد آفت وجود دارد. مقاومت به آفت کشهای مصنوعی منجر به توسعه سیستم مدیریت تلفیقی آفات بر اساس فناوریهای کنترل زیستی شامل زنبورهای پارازیتوئید و باکتری ( Bacillus thuringiensis (Bt شده است. اگرچه بید کلم تاکنون به Bt هم در مزرعه مقاومت نشان داده است. بنابر این بایستی به دنبال روشهای جایگزین و پایدارتری برای کنترل بید کلم بود. در مورد مقامت گیاه میزبان،‌ گیاهان متعلق به جنس Brassica که برگهای با موم صیقلی (glossy-wax leaves) دارند در مقایسه با آنهایی که برگهای با موم معمولی (normal-wax leaves) دارند به بید کلم مقاومت نشان داده اند. بعبارت دیگر، ارقام تجاری گیاهان میزبان (که دارای برگهای با موم معمولی هستند) تنها نسبتا مقاوم (partially resistant) هستند و گیاهان میزبان کاملا مقاوم (highly resistant) که دارای برگهای با موم صیقلی هستند بصورت تجاری درنیامده اند چون بازارپسندی مناسبی ندارند. بنابر این راهبرد استفاده از مقامت گیاه میزبان به تنهایی کارآمد نیست. اگرچه، تلفیق گیاهان نسبتا مقاوم با روشهای دیگر نظیر کنترل زیستی می تواند خسارت آفت را به حداقل برساند.



بید کلم

 

Plutella xylostella 

(Lepedoptera:Platellidae)

یکی از آفات مهم گیاهان اهلی و وحشی کروسیفره می باشد که لاروها پس از خروج از تخم رگبرگهای اصلی را سوراخ کرده و یا اینکه در سطح زیرین برگها به تغذیه می پردازند. در حملات شدید بوته های جوان ممکن است از بین برود . در گیاه کلم گلها به برگ ترجیح دارند و ضمن تغذیه روی گلها فضولات و تارهای تنیده را به جای می گذارند.

زیست شناسی:

روزها در زیر برگ مخفی و شب فعالیت دارند . بعد از پروازهای کوتاه و جفت گیری  و در سطح زیر برگها تخم می گذارند. تعداد تخم 150 تا 300 عدد که در دسته های 3 تا 6 تایی می گذ ا رند . در شرایط مساعد 3 تا 4 روز بعد تخم ها باز می شوند . طول دوران لاروی 7 تا 10 روز می باشد . لارو های ریز در زیر برگ از پارانشیم تغذیه می کنند ولی لاروهای درشت برگها را سوراخ سوراخ می کنند . لارو سن اخر پیله تنیده  و در سطح پشت  برگها  تبدیل به شفیره می شود. در مناطق گرمسیر بدون دیاپوز 12 نسل در سال دارد.

کنترل:

1- لاروهای این افت توسط زنبور  Diadagma sp  از خانواده Ichneumonidae  تقریبا" برابر 35 درصد پارازیته می شوند .

2- مبارزه شیمیایی با استفاده از یکی از سموم فسفره (زولن و دیازینون)